محمد بن على بن محمد شبانكاره اى

70

مجمع الانساب ( فارسى )

روزى ملكى از آل فريغون پيش وى نشسته بود و با وى شراب مىخورد و اين ملكان [ را ] كه فريغونيان گفتندى ملكان به غايت بزرگ بودند با همت و با شوكت و از شهر گوزكانان بودندى از خراسان ، و سلطان محمود با او وصلت داشت نام او ملك ابوالحارث فريغونى بود و خواهر سلطان در حكم او بود . آن روز قبايى مرصع به وى بخشيد كه كس قيمت آن ندانست و سلطان هرگز قبا از تن خود به هيچ آفريده نبخشيده بود به غير از اين يكى و يكى ديگر كه روزى به برادر خود يوسف بخشيده بود و بس . و چون ابوالحارث مست شد و بر نشست و به خانه رفت ، بفرمود تا صد هزار دينار زر در صره‌ها كردند و در بار فيل به خانهء او فرستادند . همان روز ابوالفتح بستى كه صاحب ديوان رسالت بود نشسته بود و اين دو بيت انشا كرد : يقولون لى من ارفع الناس همة * و قدرا اسعرل « 13 » عولا جلاله فقلت يمين الدولة الملك الذى * عن « 14 » ، اجل الناس يحكى « 15 » شماله ابوالفتح را همان روز ده هزار دينار بخشيد و عمارتى كه او كرده و او فرموده هيچ جاى چنان نشان نمىدهند اگر چه عضد الدوله پيش از او بوده و او نيز عمارتهاى عالى كرده اما از آن سلطان محمود زيادت است و بر آب زره بندى بسته است كه بر سر آن بند شهرى و دوازده پاره ديه است و آن را « بند محمودى » گويند . مناقب و مآثر اين سلطان بسيار بسيار است و از هزار يكى نبشته نيامد تا كتاب ضخيم نشود و خواننده را ملال نيفزايد . خداى تعالى او را و ما را و جملهء مؤمنان و مسلمانان را به رحمت خود بيامرزاد . ان شاء اللّه تعالى . السلطان شهاب الدولة مسعود بن محمود چون سلطان يمين الدولة محمود وفات كرد فرزند او محمد حاضر نبود ، به طرف خراسان بود بر سر مملكت و پنج روز بود تا رفته . امرا و اركان و اعيان مضطر شدند و گفتند سلطان مسعود در سپاهان است و مسافتى دور است و سلطان محمد حاليا در خراسان است و تا پيش او هفت روزه راه است و محمود تخت خود را به وى وصيت كرده مصلحت در آن است كه اولا مرد پيش وى فرستيم و او را بياريم و بر تخت مملكت نشانيم ، چون تخت پدر بگيرد بعد از آن انديشهء مسعود نيز كنيم . هرچه

--> ( 13 ) . به همين صورت بدون نقطه . ( 14 ) . به همين صورت بدون نقطه . ( 15 ) . به همين صورت بدون نقطه .